مير تقي الدين كاشاني

588

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

در هواى معنىام صد روح قدسى پر زند * گرچه ننشيند ز نفرت جغد بر ديوار من طبعم ار چه مظهر معنىست ليك از جور چرخ * شد سيه چون روى بختم چهرهء انوار من تا نيفروزم چو آتش دست گردون از حسد * ريخت خاك محنت و اندوه بر رخسار من بر تن گردون شود هر كوكبى داغ دگر * چون در دوزخ گشايد آه آتشبار من همدمى جز غم ندارم بر سر خوان جهان * من خورم تيمار غم ، غم مىخورد تيمار من غم پى دل خوردنم دندان كين مىكرد تيز * گر نبودى لطف خير المرسلين غمخوار من سيد عالم كه از يمن مديح او شده‌ست * مخزن اسرار عرفان دفتر اشعار من شمسهء ايوان عزت ، مهر اوج مكرمت * كز خيال خاك پايش نور گشته نار من يا رسول اللّه ز هول جان‌گداز روز حشر * جز به لطف جان‌فزايت نيست استظهار من در پناه خويشم آور تا شود تير شهاب * بهر رجم ديو غم هر كاه بر ديوار من * * * از رخش صبح تا عيان گشته * شام در طره‌اش نهان گشته از خيال خدنگ غمزهء او * پشت انديشه چون كمان گشته روح يوسف براى دفع گزند * بر رخش « إِنْ يَكادُ » « 1 » خوان گشته

--> ( 1 ) . قلم / 51 .